تبلیغات
 هرزه گرد تنها - تراوین

تراوین

اول کلام :
یاری اندر کس نمیبینم ،یاران را چه شد ؟
هرچی مادیر به دیر آپ میکنیم به جز محمد آقا رفیق عزیزم و یکی دو نفر دیگه کسی به ما سر نمی زنه.
درین سرای بیکسی کسی به در نمیزند/به کوچه سار خستگان پرنده پر نمیزند
دومین کلام: تراوین
راستش من تا به حال از هرچی بازی رایانه ای هست بدم میومد .-بین خودمون بمونه استعداد بازی کردن رو هم نداشتم!-
اما معرفی بازی تراوین توسط روزنامه جام جم مارو کنجکاو کرد که وارد بازی اینترنتی تراوین بشیم و ثبت نام کنیم.بازی که بصورت ایرانی شده هم تو سایت
travian.ir میشه بازی کرد.کم کم و مرحله به مرحله چنان درگیر این بازی شدم که داره زندگیم مختل میشه.روزی دو ساعت باید برم کافی نت و بازی کنم.همش به فکر اینم که دشمن موفعی که من انلاین نیستم به آبادیم حمله نکنه.مردمم غذا کم نیارن و از گرسنگی نمیرن.کدوم یکی از منابعم رو ارتقا بدم و...
خلاصه کلا از زندگی و حتی آپ کردن وبلاگم افتادم.
حتی دیگه نمیتونم داستان بنویسم.بعضی وقتا با خودم فکر میکنم دلهره برای یه مشت مردمی که فقط یه سری صفر و یک توی حافظه سرور یاهو هستند واقعا مسخره است.اونا که واقعی نیستن!؟ شاید این بازی بعه خاطر حس مسئولیتی که برای آدم ایجاد میکنه اینطور طرف مقابل رو در خودش درگیر میکنه که نمیتونه ازش دل بکنه؟
کافیه یک بار بازی کنید تا اسیر این بازی بشید.مثل خیلی از بازی های زندگی که آدم ناخواسته وارد اون میشه اما بیرون رفتن از اون دیگه دست خودش نیست.باید خودت رو به تقدیر بسپاری تا ببینی چه خواهد شد.
کلام سوم:
از مجنون و لیلا بیخبرم.
نمیدونم مجنون الان کجاست.هنوز بالای قبر لیلا میخوابه ؟اصلا هنوز زنده است یا نه؟
باید در اولین فرصت بهش سر بزنم.این روزا بدجور به یاد خاطرات گذشته افتاده ا م.باید ببینمش.
خیلی وقته پول چایی به مجنون نداده ام.
دلم براش تنگ شده.

قربان همه تان.سعید صادقی

 


نوشته شده در پنجشنبه 3 اردیبهشت 1388 توسط سعید صادقی | نظرات ()